تبليغاتX
وصـــــــال قائم
وصـــــــال قائم
هر انکس که قدم زد در استان حسین........عزیز هر دو جهان گشت قسم بنام حسین

سلام
اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

ولادت با سعادت ختمی مرتبت و امام جعفر صادق علیهم السلام

بر همه شیعیان و محبین اهل بیت پر برکت و میمون باد

کانون فرهنگی مسجد بلال شهر لامرد

 

یا صاحب الزمان ! ...

 

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست  .

شرمنده ایم .

می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .

می دانیم کوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است که در حق تو کرده ایم .

یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،

و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .

به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .

اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .

اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به کوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .

ای یوسف زهرا !

خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،

ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،

روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .

به ما ترحم کن که بیچاره ایم و مضطر

ای عزیزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .

نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهکار

از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر کن .

یابن الحسن !

برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند کالایی – هر چند اندک – آورده بودند ،

سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .

اما ...

ای آقا ! ای کریم ! ای سرور !

ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است .

آن کالای اندک را هم نداریم .

اما... نه ،

کالایی هر چند ناقابل و کم بها آورده ایم .

دل شکسته داریم

و مقدورمان هم سری است که در پایت افکنیم .

ناامیدیم و به امید آمده ایم .

افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم .

سفارش نامه ای هم داریم .

پهلوی شکسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .

یا صاحب الزمان !

به یقین ، تو از یوسف مهربانتری .

تو از یوسف بخشنده تری .

به فریادمان برس ، درمانده ایم .

ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !

یعقوب وار ، چه شبها و روزها که در فراق تو آرام و قرار نداریم .

در دوران پر درد هجران ، اشک می ریزیم و می گوییم :

تا به کی حیران و سرگردان تو باشیم .

تا به کی رخ نادیده ترا وصف کنیم .

با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا کنیم .

سخت است بر ما ، که از دوری تو ، روز و شب اشک بریزیم .

سخت است بر ما ، که مردم نادان تر واگذارند .

سخت است بر ما ، که دوستان ، یاد ترا کوچک شمارند .

یا بقّیةالله !

خسته ایم و افسرده ،

نالانیم و پژمرده ،

گریه امانمان را بریده است .

غم دوری ، دیوانه مان کرده است .

اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است که می گوییم :

کجاست آن که از غم هجران تو ناشکیبایی کند .

تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم

کجاست آن چشم گریانی که از دوری تو اشک بریزد ؟

تا من او را در گریه یاری دهم

مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .

و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .

و ای کاش نسیمی از کوی تو ،

بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .

و ای کاش پیکی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد

تا نور دیدگانمان گردد .

ای کاش پیش از مردن ، یک بار ترا به یک نگاه ببینیم .

درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است 

کی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟

شکست و سرافکندگی ، خوار و بی مقدارمان کرده است .

کی می شود ترا ببینیم که پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟

و ببینیم طعم تلخ شکست و سرافکندگی را به دشمن چشانده ای .

کی می شود که ببینیم یاغیان و منکران حق را نابود کرده ای ؟

و ببینیم پشت سرکشان را شکسته ای .

کی می شود که ببینیم ریشه ستمگران را برکنده ای ؟

و اگر آن روز فرا رسد ...

و ما شاهد آن باشیم ،

شکرگزار و سپاسگو نجوا می کنیم :

الحمدلله رب العالمین .

|+| نوشته شده توسط نرگـــــــــس در 86/01/13 ساعت | موضوع:

سلام شرمنده از دوستان و همراهان خوبم شرمنده کمی کار داشتم و زیارت مشهد بودم

 نتوستم زود آپ کنم

شهادت امام حسن عسکری را به محبین مخلص ان امام همام تسلیت عرض میکنم و ولایت و امامت منجی عالم بشریت مهدی موعود بر شیعیاااااااااااان مبااااااارک  وعید الزهرا را به همه تبریک و شادباش عرض میکنم ..

 

اي دردانه حضرت رسول «ص»،
اي خلف صالح علي «ع»،
اي يوسف فاطمه «س»،
اي مقتنم خون حسين«ع»،
اي صاحب پرچم عدل
اي بر پاكننده نيكي‌ها در گيتي،
اي نقطه مركز خلقت،
اي آخرين وديعه يزدان،
اي مظهر ظهور الهي،
اي مصدر عوالم امكان،
اي منشاء نشانه هستي،
اي مبداء شذافت انساني،
اي شهريار عادل كونين،
اي شهسوار عرصه ميدان،
اي داداخواه بيكس و نالان،
و
اي مهدي موعود كي خواهي آمد؟

اي مهدي جان
بدان كه چشم انتظارانت، شيعيان واقعي جدت همه با صداهاي گرفته و ناله‌هاي جگر سوز فرياد برمي‌آورند كه آن عدالت گستر، آن بي‌نظير كي خواهد آمد؟

اي مهدي جان
اي ساحل نجات بشريت،
اي شمع هميشه روشن خلقت،
اي ستاره پرفروغ سپهر،
درياها و اقيانوسهاي خروشان، بيابانهاي برهوت و خشك، كوههاي رفيع و بلند كه تا وراي ابرها سينه آسمان را شكافته‌اند،
همه اينها راويان مظلوميت هميشه تاريخند، كه هنگام ظهور وجود مباركت در درگاهت، ناگفته‌هاي بسياري از خلقت را بازگو خواهند كرد.

 

|+| نوشته شده توسط نرگـــــــــس در 86/01/09 ساعت | موضوع: